محمد مهدى ملايرى
443
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
قبيلهء بزرگ عرب بصره بود پناه برد . رئيس قبيله ازد در اين زمان مهلّب بن ابى صفره بود كه خارج از آن ديار و در جنگ با خوارج بود و جانشين او در قبيلهاش يكى از بزرگان آن قبيله به نام مسعود بن عمر بود . مسعود نابدلخواه به عبيد الله پناه داد و براى اينكه شورش مردم بصره را فرونشاند و عبيد الله را دوباره به كارش برگرداند ، با گروهى از سران و رزمندگان قبيلهء خود آهنگ بصره كرد ، و پس از آنكه همراهان او در شهر پراكنده شدند و مراكز مهم شهر را به تصرف درآوردند ، خود به مسجد درآمد و به منبر رفت و به پند و اندرز مردم پرداخت . و چون مردم بصره چنان ديدند بر احنف بن قيس رئيس قبيله بنى تميم گرد آمدند تا او را به چارهجوئى وادارند . احنف هم يكى از سران قبيله بنى تميم را به نام عبس بن طلق برگزيد تا با كمك سران ديگر قبيله به دفع آن غائله بپردازد . و اين گفتنى است كه با اينكه طبق اين نوشته مىبايستى عبس را با سران ديگرى از قبيلهء بنى تميم در نبرد با طرفداران مسعود و قبيلهء ازد يافت ولى در جائى كه طبرى آن نبرد را وصف كرده به جاى افراد ديگرى از قبيلهء بنى تميم ، چهار صد تن از اسواران ايرانى ديده مىشوند كه به فرماندهى يكى از آن اسواران به نام ماه افريدون به يارى عبس برخاسته و اينان بودهاند كه نبرد با مسعود را تا پايان كار و مرگ او ادامه دادهاند . و چون اين رويداد كه به كشته شدن رئيس يكى از دو قبيلهء بزرگ عرب بصره انجاميده يكى از وقايع مهم تاريخ اين دوران بوده بهتر است شرح آن تا آنجا كه پاى اسواران در ميان بوده عينا از نوشتهء طبرى در اينجا نقل شود : « عبس با اسواران به سوى مسجد پيش آمدند تا آنگاه كه به دهانهء محلههاى عربنشين « 1 » رسيدند و در آنجا اسواران بازايستادند ، ماه افريدون به فارسى
--> ( 1 ) . آنچه در اينجا دهانهء محلههاى عربنشين نوشته شده در متن عربى آن « افواه السّكك » است . يعنى دهانهء سكّهها . سكّه به محلههائى گفته مىشد كه هرقبيله يا تيره و طايفهاى از اعراب ، در درون اقامتگاه عمومى اعراب براى اقامت خود جدا از طوائف ديگر برپا مىداشتهاند و به نام همان قبيله يا طايفه مثلا سكّة بنى فلان خوانده مىشده و معمولا دهانه يا مدخل همهء آنها در درون همان اقامتگاه در يك جا بوده و در عربى از آن به افواه السكك تعبير شده .